کسب و کار طراحی در حال تغییر و تحول است
من نزدیک به سه دهه در صنعت خلاق کار کرده ام و حداقل 15 سال است که بین دنیای داخلی و آژانس کار کرده ام.
در تمام این سالها، من شاهد آمدن و رفتن روندها بودهام، فناوریهای مخرب همه چیز را تکان میدهند، و مدلهای تجاری جدید بالا و پایین میروند.
اما در حال حاضر، ما در آستانه تحولی هستیم که کمتر شبیه یک روند جدید است، و بیشتر شبیه صنعت است که در نهایت به چیزی که باید در تمام طول مدت میبود استقرار یابد.
اختلال بزرگی برای خلاقیت تجاری در حال رخ دادن است.
اولاً، ما در نهایت در مورد همه چیز تجاری می شویم، نه اینکه کورکورانه فقط در مورد زیبایی شناسی صحبت کنیم، گویی آنچه انجام می دهیم هنر است و فقط هنر. تحلیل اجتماعی برند جدید جگوار بهترین نمونه اخیر در این زمینه است.
ثانیاً، برندها با حجم زیادی از کانالها و تقسیمبندی مخاطبان که باید ارائه کنند، با همان بودجهای که همیشه داشتهاند، دست و پنجه نرم میکنند.
آنها نسبت به دود و آینههایی که بسیاری از آژانسهای خلاق برای مدت طولانی از مجذوب کردن مشتریان خود لذت میبردند، بسیار عاقلتر هستند، بدون اینکه آنها را در تصمیمات خلاقانه و طراحی خود سختگیری کنند
پیشنهادی / پلاک اسم سینا
من همیشه به این فکر کردهام که اگر افرادی که محصول یا خدمات را خریداری میکنند به چیزی که قرار است تحویل داده شود اعتماد نداشته باشند، کدام صنعت دیگر با ارائه رایگان کار خود تا این حد پربار خواهد بود؟
اکنون میبینیم که اکثر آژانسها شاهد بودهاند که نگهدارندههای زمانی قابل اعتمادشان از بین رفته و بهترین استعدادهایشان از تلاش مداوم برای کار جدید از بین رفته است.
به عنوان فردی که به مدت 10 سال آژانس برندینگ خود را داشت، اکنون می توانم به شما بگویم که تلاش برای رشد یک کسب و کار بدون بیش از سه ماه آینده نگری برای افراد ضعیف نیست.

چه چیزی تغییر کرده است؟
برندها با موفقیت روزافزون شروع به تمرکز بر سرمایه گذاری در ایجاد تیم های خلاق داخلی خود کرده اند. برای سالها شاهد بودهایم که آژانسها و تیمهای داخلی در دو طرف طیف عمل میکنند – یکی خلاقیت و دیگری کارایی عملیاتی.
اما امروزه، خطوط کاملاً محو شدهاند و ما شاهد مدلهای جدیدی برای برندها هستیم تا خلاقیت خود را ارائه دهند.
پیشنهادی / کیتکت از لوگوی جدید خود رونمایی کرد
تغییر همیشه دردناک است و من احساس میکنم که هر صاحب آژانسی با تغییراتی که به نظر میرسد تغییرات سیستمی در صنعت است، سازگار شود. اما همه این تغییرات فقط پاسخی به آخرین فناوریها یا فشارهای اقتصادی نیست.
تکانی دیرهنگام برای آژانس ها
برای دههها، مدل نمایندگی سنتی بر پایههای متزلزلی استوار بوده است. این صنعت در چرخه تعقیب نگهبانان، مشتریان بیش از حد وعده داده و اتلاف وقت در زمین های آزاد گیر کرده است.
آژانسها ساعتهای بیشماری را صرف توسعه ایدهها برای مشتریان بالقوه کردند، بدون اینکه تضمینی برای بازدهی آنها داشته باشد، همه اینها در حالی که با دهها شرکت دیگر در رقابتی تا پایان رقابت میکردند.
مشکل یک تجارت آژانس این است که کل مدل برای پاسخگویی به نیازهای آژانس طراحی شده است نه مشتری.
نگهدارندهها زمانی رگ حیات آژانسها بودند و در ازای روابط بلندمدت با مشتریان، یک جریان درآمد قابل پیشبینی ارائه میکردند.
اما در واقعیت، این نگهدارندهها اغلب آژانسها را مجبور به انجام کارهای تکراری میکردند که لزوماً با آنچه تیم خلاق آنها به بهترین نحو انجام میدادند همسو نبود. آنها محصولات قابل تحویل را برای توجیه هزینههای خود تولید میکردند، نه به این دلیل که کار بهطور خلاقانهای برای مشتری مفید یا تأثیرگذار بود.
و بیایید حتی صورتحساب ساعتی را شروع نکنیم. شارژ ساعتی برای خلاقیت؟ همیشه برای من پوچ به نظر می رسید، با این حال هرگز نتوانستم یک روش جایگزین را کاملاً شکست دهم (اگرچه به نظر می رسد کارولین جانسون در آژانس مدل کسب و کار در حال حل آن است).
همه ما می دانیم که خلاقیت با افزایش های منظم و قابل پرداخت اتفاق نمی افتد. بهترین ایده ها می توانند در یک لحظه به وجود بیایند، در حالی که مشکلات دیگر ممکن است به روزها کاوش و تفکر نیاز داشته باشند. جابجایی کنونی از این مدل نمایندگی منسوخ نه تنها ضروری نیست – بلکه اصلاحی است که مدتها به تعویق افتاده است.
ظهور و ظهور تیم های خلاق داخلی
از طرف دیگر، برندها به طور فزایندهای تیمهای خلاقانه را وارد خود کردهاند، و فرض اولیه این بود که این یک اقدام صرفهجویی در هزینهها خواهد بود.
در نگاه اول، تیمهای داخلی راهی برای شرکتها برای انجام کارهای خلاقانهتر، سریعتر و ارزانتر به نظر میرسید.
اما اتفاق جالبی افتاد – تیمهای داخلی شروع به نشان دادن ارزش استراتژیک واقعی کردند. آنها با درک عمیقی از تفاوتهای ظریف، مخاطبان و اهداف آن، به گونهای که آژانسهای خارجی همیشه نمیتوانستند آن را تکرار کنند، در برند جاسازی شدند.
یک تیم خلاق داخلی می تواند به روش هایی سرمایه گذاری شود که صاحب آژانس نتواند آن را توجیه کند. اگر بخواهید می توانید یک قابلیت خلاقانه قوی و بزرگ در داخل خود ایجاد کنید، زیرا ثبات کسب و کار فراگیر را به عنوان امنیت برای رشد خود دارید.
چرا آژانس های اسپیکی و اسپیکی برنده خواهند شد
تقریباً هر آژانس خلاقی که من با آنها برخورد کردهام، با یک یا دو نفر پرشور شروع کردهاند که عاشق هنر خود بودند و خواهان استقلال بیشتر برای انجام بهترین کارشان بودند.
آنها همیشه فهرستی باورنکردنی از خلاقهای بزرگی داشتند که از طریق شبکهشان میشناختند و میخواستند با آنها کار کنند.
این مدلهای ‘spikey’ (متخصصان) و ‘spokey’ (کار با فریلنسرها) همیشه بسیار کوچکتر از آن تلقی میشدند که نمیتوان آنها را جدی گرفت یا در لیست تامینکنندگان برندهای بزرگتر قرار داد.
اما اینها واقعاً مدل های کسب و کار پایدار عالی برای خلاقان هستند. با هوش تجاری مناسب، میتوانید واقعاً این کارها را بسیار سودآور کنید، همه با انجام کارهایی که میخواهید انجام دهید، نه کاری که در پایان ماه حقوق شما را برآورده میکند.
استفاده از فریلنسرها به آنها این امکان را می دهد که برای پروژه های بزرگ به سرعت بالا بروند و دوباره به سرعت کاهش پیدا کنند تا با افت و خیزهای کار مبتنی بر پروژه کنار بیایند.
و متخصصان خلاق دقیقاً همان چیزی هستند که تیم های خلاق داخلی نیز به آن نیاز دارند.
مشتریان برای همه چیز زیر آفتاب به این آژانس های تخصصی نمی آیند. آنها برای چیزی بسیار خاص به آنها مراجعه می کنند و حاضرند برای این تخصص هزینه بپردازند. بنابراین نیازی به ارائه رایگان نیست زیرا مشتریان کمتر از یک متخصص درخواست می کنند تا ارزش خود را ثابت کند.
هزینه های سربار کمتر به این معنی است که این آژانس ها مجبور نیستند برای پوشش هزینه ها تقلا کنند – آنها می توانند در مورد مشتریانی که می پذیرند و پروژه هایی که دنبال می کنند انتخابی باشند. این در مورد انجام کار بیشتر نیست. این در مورد انجام کار درست است.
همه چیز در جایی که باید باشد فرود می آید
آیا فکر نمی کنید صنعت خلاق در نهایت به گونه ای همسو می شود که نه تنها طبیعی است، بلکه متناسب با نیازهای مشتریان نیز باشد؟
برای خلاقان، این فرصتی است برای ایجاد کسب و کار بر اساس آنچه که دوست دارند انجام دهند، نه فقط آنچه که صورت حساب ها را پرداخت می کند.
برای برندها، این فرصتی است که خلاقیت را در کل کسب و کار، نه فقط در تیم بازاریابی آنها، جاسازی کنند.
و برای صنعت به عنوان یک کل، دور شدن از مدلهای متورم و قدیمی به سمت چیزی پایدارتر، انعطافپذیرتر و در نهایت خلاقتر است.








دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.